سالروز دفاع مقدس گرامی باد
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٩   کلمات کلیدی:

جانا به خدا توان رسیدن-------- زلف تو اگر کمند گردد

 

قسمتی از یک خاطره  در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران

 

به مناسبت سال روز دفاع مقدس

 

تقدیم به همه پاکان و رهبر گرانقدروهمه کسانی که به هر

صورتی و در هر لباسی برای سرفرازی دین و میهن خویش

عاشقانه  فداکاری  نمودند.

از خانه راه افتادم.غم گلویم را می فشرد .پاهایم کشش رفتن

نداشتند.نمی دانستم این بار دیگر سالم بر می گردم و

یا........  پدر ومادرم طبق معمول با کاسه آب  و برگ سبز

 

درخت دنبالم آمدند و از زیر کتاب خدا عبورم دادند. پشت

 

سرم آب و برگ سبز پاشیدند. آقای ی....( عمویم) با رنو

مرا به کاشان و گاراژ قم رساند.آنجا با مینی بوس و سه

تومان و پنج ریال کرایه به قم رفتم.  از قم بلیط کرمانشاه را

گرفتم. به آدرس جدید لشکر  در دامنه کوه واقع

در .ک....... رفتم . با دربدری مقر را یافتم .از آنجا با مینی

بوس بنز مدل قدیم  به اتفاق نیروهایی  از واحدها

وگردانهاو..و.دیگر بخشهای لشگر به سمت محل استقرار

لشگر در نزدیکی حلبچه رفتیم.جاده های پر پیچ وخم

کردستان ایران با باریک راههایی به مرگ نزدیکتر بود تا

به کردستان عراق،راه  با پرتگاهها و دره ها، بسیار خوف

انگیز و ترسناک بود.و این ترس در باطن هرفرد غوطه می

خورد گر چه در جنگ آبدیده ی همه نوع خطری شده بودیم

و مرگ از ما متعجّب بود.ولی سرعت راننده موجی لشگر

 

 که از 120 کیلومتر در ساعت هم در این جادهها بالاتر

بود. برای ما تجربه دیگری بود .کم کم از شهر آزاد شده

نوسود ایران وارد خاک عراق ِ متجاوز، می شدیم. این شهر

با آبشاری بسیار زیبا و کوههایی سر به فلک کشیده از

شگفتیهای  طبیعت بود. از اینجا دیگر نیروهای بعثی  اتوبان

بر روی کوه زده بودند گرچه آسفالت آنچنانی نداشت ولی

بسیار  وسیع بود2 باند رفت و برگشت  و ایجاد خاکریز  در

کنار جادههاو جلوگیری از دید و محافظت از سقوط ماشینها

به درّه از مزیّت های  آن بود .از اینجا  صدای شلیک گلوله

های توپ و خرناسه سلاحهای مرگبار  کمابیش شنیده

میشد.حالا به کدامین گناه به اینجا کشیده شده بودیم  و....

بماند.بوی گلوله و باروت و خون و.... همراه با سبزی  و

عطر گل وگیاه و صدای رودخانه و غیره همه فضا را پر

کرده بود . و بهار باز هم در این میان جلوه گری می کرد.

این راننده موجی ما را تقریبا 2 تا 3 ساعته به حلبچه

رساند.در 5کیلومتری حلبچه ما از ماشین پیاده شدیم .اینجا

بیاره  بود .شهری در نزدیکی حلبچه.در دره و شیاری از

کوه مقّر ما بود و در وسط آن رودخانه فصلی  کوچکی

جریان داشت. سر سبزی  و دار و درخت همه سرزمین را

پوشانده بود.من در آنجا مسوول یک قسمت بودم و فرمانده

من ع.ر  بود. بنده چون سیِِّد بودم احترامم را خیلی

میگرفتند. .بسیجی ناپایداری بنام ب.ص  بچه کاشان

بود .حضور داشت. گاه و بیگاه با دستور یا بدون دستور

مافوق نیروها را جابجا می کرد که برایم جالب بود. بچّه ها

نام او را .... گذاشته بودند و مسوول تدارکات  سربازی به

نام  ا.م بود. اینجا غذا بهتر از خط جنوب بود . زیرا گاهی

نان نرم برای خوردن پیدا میشد. در جنوب آنقدر نان خشک

خورده بودیم که مزه نان داشت یادمان میرفت. نان خشک ها

هم اهدایی مردم فداکار بود.گاهی وقتها کنسرو یا کمپوتی را

که می خواستیم باز کنیم روی آن را می خواندیم برای مثال

نوشته شده بود :  اهدایی دانش آموز  مریم .....  کلاس دوم

از دبستان دخترانه ...... شازند اراک و اشک در چشمان ما

جمع می شد. در دل خود می گفتیم .واقعا خوب مردمی

داریم. دستتون درد نکند و این خیلی انرژی زا بود .  بدون

شک با آن همه کمبود ها  آن کودک   از پول  تو جیبی یا

قللک خود آن را تهیّه کرده بود.درست یادم هست که در

طول 2 سال هر گز از بوی میوه و غذاهای فصلی  و نوبری

چیزی به مشاممان نخورده بود.بیشتر شبها زمین پر از پستی

و بلندی می خوابیدیم یادم هست یک روز که از خواب بیدار

شدم یکی از دوستانم گفت  تو چطور همه شب را روی این

سنگ سَقر خوابیدی و هیچ احساسی نداشتی؟!  .بوی پونه

های کنار رودخانه دیوانه ام می کرد. گاهی می چیدم و آنرا

می شستم و با بر وبچ  نوش جان می کردیم  یک روز از

همان  روزهای بهاری بالای کوه رفتم و دشت وسیعی از

باقلا  در دامنه کوه چشمم را گرفت و بی اختیار وارد دشت

 

شدم . باقلا های خوش طعمی بود .ناگهان به راکت های

سفید رنگ عمل نکرده ای برخوردم بر روی آن علایمی که

نمایشگر کشور سازنده و نوع مواد شیمیایی بود به چشم می

خورد  تعداد زیادی از آنها را  در دشت عمل کرده و عمل

نکرده مشاهده کردم .همان راکت هایی که توسط صدام بر

سر مردم بی گناه حلبچه  ریخته شده بود  که دقیقا یادم نیست

نام فرانسه و یا آلمان  بر روی آنها بود.( مدعیان حقوق

بشر). بهر حال باقلا نوبری چیزی بود که شیمیایی نمی

شناخت . از بالای کوه به  پایین آمدم و با گونی  به دشت

وارد شدم و تا می توانستم باقلا چیدم و آوردم با بچه ها

درقابلمه پختیم ونوش جان کردیم.جاتون خالی.

 

نگارش سید محمد طباطبایی مورخ 06/05/1390 شمسی ساعت 30/12 نیمه شب.


17. علامت‌ تکرار ً " باز هم،نشان تکرار کلمه سطر بالا،ایضا"(ditto و
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۸   کلمات کلیدی:

بنام خدا

17. علامت‌ تکرار     ً " باز هم،نشان تکرار کلمه سطر بالا،ایضا"(ditto وditoo)

نشانه تکرار/ ایضاً ( ً )

این نشانه به جای کلمه‌های مشابهی که عیناً در سطرهای متوالی تکرار می شود به کار می رود.

از این نشانه در نوشته‌های رسمی نباید استفاده کرد.

 


16. خطِّ تاب‌دار(ابرو) نشانه تعمیم چند مورد به یکی،دو ابرو(l acoladeوacola
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۱   کلمات کلیدی:

بنام دوست

16. خطِّ تاب‌دار(ابرو)      نشانه تعمیم چند مورد به یکی،دو ابرو(l  acoladeوacolad)

خط تاب‌دار/آکلاد یا دو ابرو / ابرو ( ~) پیچ

از این علامت در نمایه‌ها، فرهنگ‌ها و واژه‌نامه‌ها برای پرهیز از تکرار از ماده مورد بحث، استفاده می شود:

ـ هر منوتیک

ـ ~ ایجابی

ـ ~ تو هم‌زا

 

از این نشانه در نوشته‌های رسمی نباید استفاده کرد.

مسجد نقشینه یادگار دوران و تاریخ سلجوقیان(آران وبیدگل)


15. خطِّ مایل / ممیز.
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۱   کلمات کلیدی:

بنام خدا

15. خطِّ مایل   / ممیز.

خط مایل / ممیز(   /   )

1ـ برای نشان دادن کلمه‌های معادل:کتابهای علمی/ فرهنگی.

2- در میانه ی کل و اجزایی کمتر از یک واحد از آن کل:5/48 کیلوگرم،25/6 بعداز ظهر.

3-در فاصله روز و ماه وسال:15/04/1392. البته صحیح تر آن(پانزدهم-تیرماه-1392).

4- در نقل کلام ا... ،در اشاره به نشانی،شماره آیه و سوره،

5-در بیان برابری به جای  "یا".

6- در نوشتن شعر یا مصراع ها که به هر علت،همچو  نثر بی فاصله در امتداد خط نوشته شده است.

سفاله مربوط به دوران ساسانیان -شهر باستانی ویگل- شهرستان آران وبیدگل


14. خط موج‌دار
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٠   کلمات کلیدی:

بنام خدا

14. خط موج‌دار 

خط موج‌دار (      )

برای ایرانیک و یا ایتالیک کردن کلمه یا عبارت و یا نام کتاب‌ها.

   حفاری و سفالینه شهر باستانی ویگل-شهرستان آران و بیدگل


13. خطِّ ممتد ــــ بزرگ نما،زیرین خط(ligneوline)
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٩   کلمات کلیدی:

بنام خداوندجان آفرین

13. خطِّ ممتد   ــــ بزرگ نما،زیرین خط(ligneوline)

خط ممتد ( ــــــ)

از این نشانه برای برجسته کردن پاره‌ای واژه‌ها یا جمله‌ها و اهمیت  خاص آن ها استفاده می شود.

کویر نمک(دریاچه نمک)شهرستان آران و بیدگل


12. تیره - خط پیوند، نشان تفکیک(trait-d unionوdash)
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٩   کلمات کلیدی:

بنام خدا

12. تیره  -   خط پیوند، نشان تفکیک(trait-d unionوdash)

تیره یا خطّ فاصله ( ـ )

1ـ مکالمه:

ـ ساعت چند می آیی؟

ـ گفتم که ساعت آخر.

2ـ برای پیوستن اجزای یک کلمه دو جزئی مرکب: علمی ـ اقتصادی

3ـ نشان دادن فاصله میان دو شهر: تهران ـ کاشان

4ـ به جای «تا» : ص14-7

5ـ برای جمله‌های معترضه: دی پیر می فروش ـ که ذکرش به خیر باد ـ گفتا:شراب نوش وغم دل ببر زیاد

 

 

 

باغ تاریخی فین کاشان دوران آل بویه  و یاد آور حادثه تلخ شهادت امیر کبیر در دوران قاجاریه

 


11. قلاب [ ]نشا ن الحاق، دو نبش،افزوده نما(les crochetsوbarckets)
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۸   کلمات کلیدی:

خداوندی است تدبیر جهان را---------------بری از شبه و مثل وجنس و همتا

اگر   روزی  مرادت    بر  نیارد---------------جزع  سودی   ندارد  صبر کن    تا

11. قلاب   [ ]نشا ن الحاق، دو نبش،افزوده نما(les crochetsوbarckets)

قلاب/ کروشه [  ]

1ـ در نمایش نامه‌ها:

[حامد ] با حالتی شاد: [ گروه ما پیروز شد ] دستش را بالا می برد و هورا می کشد.

2ـ در هنگام اصلاح متن‌های کهن:

پیامبر[ بیرون شد با هیبت الهی] برای[ جنگ با دشمنان باری تعالی].

3ـ در ترجمه، برای افزوده‌های مترجم به متن.

 

کاروانسرای مرنجاب دوران صفوی (1012 ه.ق)شهرستان آران و بیدگل


10. پرانتز گل‌دار ()
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۸   کلمات کلیدی:

بنام خدا

پرانتز گل‌دار

از پرانتز گل‌دار برای برجسته سازی آیه‌های قران استفاده می شود.

تفاوت میان پرانتز با دو ویرگول ( ،،   ،،) و دو خط ( ـ … ـ):

پرانتز نقش جداکننده جمله معترضه‌ای را دارد که با متن اصلی تا حدی از نظر فکر هم‌بافته است. آن چه در داخل متن می اید معمولاً می تواند در داخل دو ویرگول یا دو خط نیز نهاده شود. نقش جداکننده ویرگول، کمتر از خط و نقش جداکننده خط، کمتر از پرانتز است.

یادآوری:
در صورتی که در داخل جمله‌ای پرانتز باشد، معمولاً باید بتوان:

الف) جمله پرانتزی را حذف کرد، بدون این که به جمله از نظر دستوری آسیب رسد.

ب) پرانتز را برداشت و جمله پرانتزی را در داخل دو ویرگول یا دو خط نهاد؛ بدون این که در جمله، دست‌کاری دستوری دیگری لازم باشد یا از نظر فکری، سکته‌ای ایجاد شود.

ج)برای مشخص نمودن سالهای زندگی کسی یا روی دادها و  برای اشاره به مدتی از زمان زندگی کسی:

غلامحسین ساعدی(1313-1363)نویسده یی پرکار ونمایشنامه نویس معروفی بود.

د)برای مشخص کردن صورت  زبانی احترامی به کسی: امام خمینی (ره).

در نمایش نامه وفیلم نامه، در توضیح صحنه یا رفتار  و حالت بازیگر:

ژاک (ترسیده):به خدا هیچی.

زن(دست بر هم می زند):هوم،خب،درس چی؟

 

 دریاچه نمک شهرستان آران و بیدگل(زیباییهای طبیعت)


یاد آوری در مورد پرانتز( )گریز نما
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۸   کلمات کلیدی:

بنام خدا

ادامه بحث پرانتز

یادآوری:
الف) برای معنای واژه‌ها در پرانتز، از کلمه « یعنی» نباید استفاده کرد.

ب) هنگامی که معادل واژه را در پرانتز می‌آوریم، دیگر به کلمه«یا» نیاز نیست.

ج) نشانه‌های ویرگول، تعجب و سئوال، نقطه ـ ویرگول، در صورت نیاز در پرانتز به کار می رود.

د) در پایان مطلب داخل پرانتز نشانه‌های ویرگول، نقطه ـ ویرگول نمی آید، اما نقطه بنا به ضرورت آورده می شود.

هـ) نقطه در صورتی در پایان جمله پرانتزی آورده می شود که مطلب در همان داخل پرانتز تمام شود، اما در هر صورت، نگذاشتن نقطه بهتراست.

و) از گیومه در جمله پرانتزی می‌توان استفاده کرد.

ز) در پرانتز نباید از پرانتز دیگری استفاده کرد( پرانتز در پرانتز) اگر در جایی هم‌مجبور شدیم باید برای حروف‌چین مشخص کنیم که یکی از پرانتزها را ریزتر بزند. البته می توان به جای پرانتز دومی از خط کوتاه ( نشانه- جمله معترضه) استفاده کرد.

ح) هرگاه در متن فارسی، ناچار شویم در داخل پرانتز، عبارت یا جمله‌ای را با زبان و خط انگلیسی( یا یکی دیگر از خط‌هایی که از چپ نوشته می شود) بیاوریم و جمله یا عبارت مذکور در ادامه سطر فارسی نگنجد بهتر است.

اول: آن عبارت یا جمله انگلیسی را اصلاً در آن سطر ننویسیم و از سطر بعدی شروع کنیم.

دوم: اگر ناچار بودیم که مطلب را از باقی مانده همان سطر آغاز کنیم و بقیه مطلب را در سطر بعدی بنویسیم، باید به این صورت عمل کنیم:

اکنون نویسنده: یک مدل به نام crack clourse modet

Rigid Insert R.T.C.C برای تحلیل و ارزیابی پدیده مذکور ارائه داده است.

 

 

 

پایه آتشدان،آتشگاه  شهر باستانی ویگل مربوط به دوره ساسانیان

 شهر ستان آران و بیدگل


9. پرانتز ()گریز نما، دو کمان،دو قوس،نشان حشو و معترضه(فرانسهparenthesesو انگلیس
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٦   کلمات کلیدی:

بنام خداوند بهرام وشید

9. پرانتز ()گریز نما، دو کمان،دو قوس،نشان حشو و معترضه(فرانسهparenthesesو انگلیسیparenthesis)

 پرانتز ( )

برای آوردن توضیحات کلی از قبیل: تاریخ‌ها، عبارت‌ها ی جمله‌های تکمیل کننده یا توضیح دهنده، ذکر مثال‌ها، معنای واژه‌ها و اصطلاحات، معادل کلمه‌ها، ارجاع‌ها، ذکر منابع، نشانه‌های اختصاری، تلفظ کلمه‌ها و مانند اینها به کار می رود.

1ـ تاریخ: ابوالفتوح رازی(610ـ592 هـ ق) تفسیر خود را به پارسی نگاشت.

2ـ عبارت‌ها یا جمله‌های تکمیل‌کننده یا توضیح دهنده:

در فارسی امروز، صفت همیشه مفرد است( علامت جمع نمی‌گیرد) جز هنگامی که جانشین اسم شود.

3ـ معنای واژه‌ها و اصطلاح‌ها:

وقتی از معالجه عضوی مایوس می شدند به قطع و کی ( سوختن) آن می‌پرداختند.

4ـ معادل کلمه‌ها:

ناسیونالیسم( ملی‌گرایی)

5ـ ارجاع‌ها و ذکر منابع:

انسان با دو بال ایمان و علم، قادر به پرواز است( مرتضی مطهری، انسان و ایمان، ص7)

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود------------کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد


8). گیومه «»نشان نقل قول، دو سر کج(les guillemetsوquotation mark)
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٥   کلمات کلیدی:

بنام دوست

 

8) گیومه  «»نشان نقل قول، دو سر کج(les guillemetsوquotation mark)

گیومه «    »

شکل گیومه در کشورهای مختلف، متفاوت است:

فرانسوی ( بی‌گوشه)       « »

فرانسوی ( با گوشه)     >> <<

آلمانی( یکی روی خط کرسی و دیگری پایین آن)     ،، ,,

انگلیسی فرد( یکی و بالای خط کرسی)           ‘،

انگلیسی زوج ( دو تا و بالای خط کرسی)        ,,   ،،

ـ در فارسی گیومه/ فرانسوی بی‌گوشه « » و گاهی هم گیومه/ انگلیسی زوج، استفاده می شود: «مرزبان نامه»، ’’ مرزبان نامه “

|موارد استفاده از گیومه:

1ـ برای نقل عین عبارت نویسنده یا گوینده ( نقل قول مستقیم):

فردوسی(علیه الرحمه) گفت: « ز روز گذر کردن اندیشه کن-------پرستیدن دادگر پیشه کن»

یادآوری الف: هرگاه عین عبارت نویسنده یا گوینده‌ای نقل شده باشد، آن را «نقل قول مستقیم» می گویند:

او گفت: « کتاب‌ها را باید به مدرسه ببرم»

اما نقل قولی که عین عبارت گوینده است ولی اشخاص ضمایر( اول شخص، دوم شخص، سوم شخص) و شناسه‌های افعال سخن اصلی تغییر کرده باشد،« نقل قول غیر مستقیم» می گویند:

او گفت: آیا کتاب را به مدرسه برده‌ام؟

یادآوری ب : نقل مضمون مطالب نویسنده یا گوینده را «اقتباس» و دخل و تصرف در مطالب را « نقل با تصرف» می گویند. در صورت اقتباس و یا دخل و تصرف مطلبی، حتماً باید در داخل متن یا پاورقی با ذکر کتاب و شماره جلد و صفحه به این موضوع اشاره شود.

2ـ در ابتدا و پایان واژه‌ها، اصطلاح‌ها و کلمه‌ها یا عبارت‌های تاکیدی:

«کریچه»، «سلوت»

3ـ هنگام ذکر عنوان مقاله‌ها، اشعار، روزنامه، آثار هنری و فصل و بخش‌های یک کتاب.

یادآوری:
الف) لازم نیست به قصد رعایت امانت، مطالب و سخنان مشهور و ضرب‌المثل‌ها را در داخل گیومه بگذاریم و منبع و سند آن را ذکر کنیم؛ اگر چه می توانیم برای مشخص کردن و برجسته کردن آنها از گیومه استفاده کنیم.

ب) هرگاه مطلب نقل قول، طولانی و از حد یک پاراگراف بیشتر باشد بی‌آن که گیومه را ببندیم، در آغاز تمام پاراگراف‌های بعدی گیومه باز می کنیم تا جایی که مطلب نقل قول تمام شود، آن وقت گیومه را می بندیم.

ج) هرگاه نقل قولی در ضمن نقل قول دیگری بیاید، آن را در میان علامت نقل قول زوج”   “ می‌گذاریم.

گفت: « نشنیده‌ای که پیامبر(ص) فرموده است: “ طلب العلم فریضه علی کل مسلم " »

وضعیت نشانه‌های سجاوندی در گیومه

1ـ اگر جمله‌ای با گیومه آغاز شود، نخست با نقطه پایان می پذیرد و سپس گیومه بسته می شود:

درست : علی گفت: « من فردا به مدرسه می روم.»

نادرست: علی گفت: « من فردا به مدرسه می روم»

2ـ اگر جمله‌ای با عبارت یا واژه‌ای پایان یابد که در گیومه قرار دارد نخست گیومه می‌آید و سپس نقطه:

این مفهوم را می‌توان هم به « از پیش» ترجمه کرد، هم به « ماتقدم».

3ـ ویرگول، نقطه ـ ویرگول و دو نقطه را معمولاً باید بیرون از گیومه نهاد.

4ـ نشانه‌های تعجب و پرسش معمولاً در داخل گیومه قرار می‌گیرند و پس از بسته شدن گیومه، نقطه گذاشته نمی‌شود:

ـ « چه باغ قشنگی!» وقتی که او این جمله را گفت من هم به نشاط آمدم.

ـ او از من پرسید:« چه می‌خوانی؟» این سئوال او برای من جالب بود.

 

"کلیه مطالب در پایان با ذکر منابع جهت مطالعات بیشتر شما- عزیزان به اطلاع شما می رسداگر در موردی نگارشی اشتباهی رخ داد پیشاپیش از- شما بزرگواران عذر خواهی مینمایم.با تشکر"


7). علامت تعجب ! نشان شور و احساسات،نشان تعجب،هیجان نما،الف نقطه(فرانسه le d ex
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٤   کلمات کلیدی:

بنام او

. علامت تعجب  ! نشان شور و احساسات،نشان تعجب،هیجان نما،الف نقطه(فرانسه le d excalmationوانگلیسیexcalmation mark)

علامت تعجب ( ! )

این علامت برای نشان دادن حالت‌هایی روحی مثل تعجّب، تحذیر، دعا، نفرین، دشنام، افسوس، خطاب، امر و مانند آن به کار می رود.

اگر حالت‌های فوق با تاکید همراه نباشد، الزامی در به کار بردن نشانه‌های عاطفی وجود ندارد.

این باغ، چقدر، زیباست!

ای خدا!

دریغ از عمر رفته!

آقای رئیس!

مواظب باش!

چه زیبا!

 

 


6). علامت سئوال ؟نشانه پرسش،علامت پرسش،پرسش نما(فرانسهle point d interrogationو
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۳   کلمات کلیدی:

به نام خدا

 

6) علامت سئوال  ؟نشانه پرسش،علامت پرسش،پرسش نما(فرانسهle point d interrogationوانگلیسیqustion mark)

 علامت سئوال (؟)

1ـ در پایان جمله‌های پرسشی مستقیم:

ـ کتاب را خواندی؟

یادآوری: علامت سئوال در پایان جمله‌های پرسشی غیر مستقیم نمی‌آید.

مثلاً او پرسید: آیا میدان جمهوری در ارمنستان را دیده‌ام. علت این که علامت پرسش نمی‌آوریم این است که در چنین جمله‌هایی سئوال نمی‌کنیم بلکه خبر می‌دهیم. ویا جملات دارای استفهام انکاری.

2ـ بعد از کلمه‌هایی که به جای جمله پرسشی می‌آید: کجا؟ چطور؟

3ـ برای بیان مفهوم تردید یا استهزاء: در این صورت، نشانه? پرسش داخل پرانتز می‌آید: جواد احمدی(؟) قهرمان کشور.

 

 


5). سه نقطه … افتادگی نما،چند نقطه،سه نقطه،نشانه حذف(فرانسهles points suspens
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۳   کلمات کلیدی:

بنام خدا

. سه نقطه     افتادگی نما،چند نقطه،سه نقطه،نشانه حذف(فرانسهles points suspensionوانگلیسیelipsis marks)

 

سه نقطه ( )

1ـ برای نشان دادن افتادگی‌های عمدی و یا حادثه‌ای متن.

2ـ به جای واژه یا عبارت‌های حذف شده:

     پی" قد قامتِ" موج ...

3-برای ادامه سخن و یا قطع و یا سخنانی که نیازی به آوردن آن نیست.

 


4. دو نقطه :نشان شرح،هشدار نما(فرانسهles deux pointوانگلیسیcolon)
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٢   کلمات کلیدی:

 

به نام خدا

4. دو نقطه   :نشان شرح،هشدار نما(فرانسهles deux pointوانگلیسیcolon)

 دو نقطه (: )

1ـ قبل از مقول قول:

امام خمینی فرمود: ما باید مسلسل‌ها را تبدیل به قلم کنیم.

2ـ هنگام بر شمردن اجزای یک امر کلی:

علوم اسلامی عبارتند از: تفسیر، کلام، حدیث، رجال و …

3ـ برای معنا کردن واژه‌ها ویا توضیح لغات و اصطلاحات:

شاهد:زیبارو

معفّر:خاک آلود

4-در ارجاع یا اشاره به ماخذ،پیش از شماره صفحه و پس از شماره جلد:

نامه باستان:(1-497)،یعنی،جلد یک،صفحه497.

5- پیش از شرح و تفصیل سخن،پیش از عنوان اصلی ویا فرعی و یا شماره عنوان.

 

 


3). نقطه‌ویرگول ؛سر کج نقطه،درنگ متوسط،توقف متوسط، مکث متوسط(فرانسهle point vir
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٢   کلمات کلیدی:

بنام خدا

3). نقطه‌ویرگول  ؛سر کج نقطه،درنگ متوسط،توقف متوسط، مکث متوسط(فرانسهle point virgulوانگلیسیsemicolon)

نقطه ـ ویرگول ( ؛)

1ـ هرگاه جمله‌ای از نظر دستوری کامل باشد، اما رابطه فکری  ومعنایی آن با جمله بعد، بیش از دو جمله‌ای باشد که میان آنها نقطه قرار می‌گیرد، در این صورت، میان آن جمله و جمله بعد، نقطه ـ ویرگول قرار خواهد گرفت:

او کتابی نوشت ؛ کتابی بسیار عمیق و سودمند.

2ـ پیش از مثلاً، یعنی، به عبارت دیگر.

3ـ میان متن اصلی آیه و حدیث و ترجمه آنها.

4-در میا ن صورت زبانی توضیح خواه وصورت زبانی توضیحی:

شاملو شاعر مردم است؛نه از آگونه که ؟ و دوستانش بودند.

 


2) ویرگول ،سرکج،مکث،درنگ کوتاه،درگ نما(فرانسهvirgolوانگلیسیcomma )
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٠   کلمات کلیدی:

2) ویرگول  ،سرکج،مکث،درنگ کوتاه،درگ نما(فرانسهvirgolوانگلیسیcomma )

 ویرگول (،)

1ـ در میان کلمه‌هایی که در هنگام خواندن ممکن است به هم اضافه شوند:

ـ برای ایرانی، مسلمان در هر جا گرامی است.

ـ این کتاب، راهنمای معلم است.

2ـ برای جدا کردن واژه‌هایی که شبیه به هم‌اند:

در این جا باید بتوان به جای نقطه، نقطه ـ ویرگول قرار داد.

3ـ پس از اعضای رشته یا ردیفی از واژه‌ها که از نوع دستوری واحدی باشند:

کتاب خوب، دوست، هم دم و معلم انسان است.

4ـ برای جدا کردن نام مؤلف، کتاب، جلد، صفحه و مشخصات چاپی یک اثر: محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج17، ص5، چاپ اول: بیروت مؤسسه الوفا، 1413 ق.

5ـ برای حذف بعضی اسم‌ها و فعل‌ها:

حذف اسم و فعل: بازی اول جالب بود، اما دومی، نه چندان.

حذف فعل: یکی زان میان زبان تعرض دراز کرد و ملامت کردن آغاز، که این حرکت، مناسب رای خردمندان نکردی.

6ـ پس از حروف تعلیل: زیرا، چون، چون که، چرا که، چه.

7ـ برای عنوان‌هایی که پس از نام می آید:

امام خمینی، رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، در اندیشه رهایی همه مسلمانان بود.

8ـ پس از بله، بلی، آری، نه و مانند آنها:

نه، او را ندیده‌ام.

بله، کتاب‌ها را خواهم دید.

9ـ میان واژه‌های دوتا دوتایی:

سیاه و سفید، زرد و سرخ، آفریقایی و آسیایی، زن و مرد، همه در انسانیت مشترکند.

10ـ پس از قیدها و یا عبارت‌های قیدی:

به علاوه ، وانگهی، با این همه، علی‌ای حال، برای نمونه.

11ـ برای جدا کردن واژه یا عبارتی که «هم‌نشین» اسم یا ضمیر است:

پاستور، کاشف میکروب، بسیارخوب می‌نوشت.

12ـ برای جدا کردن عبارت‌ها و بندهای ناتحدیدی:

ـ احمد، که تازه از تهران برگشته، امشب میهمان‌ ماست.

13ـ برای جدا کردن عبارت‌های طولانی و بندهای تبعی:

یکی از رؤسای ؟، که سابقه? معرفتی میان ما بود، گذر کرد و بشناخت.

14ـ در ردیف‌های ریاضی، پس از ارقام یا حروف، خواه رقم‌ها فارسی باشند و خواه غربی. ( البته در این گونه موارد، ویرگول به شکل غربی آن( , ) گذاشته می‌شود)

1, 2 , 3 , …/1,2,3,…/a1,a2,a3,…

یادآوری 1: اگر ارقام در داخل جمله فارسی باشند، از ویرگول استفاده می‌شود:

ـ دانش‌آموز کلاس اول ابتدایی، رقم‌های 1،2،3،4،5،6،7،8،9،10 را باید خوب یاد بگیرد.

یادآوری2: اگر دو رقم، در جمله کنار یکدیگر قرار گیرند با ویرگول جدا می شوند:

در سال 1356،578 دانش‌آموز در مدرسه ما بودند.

البته گاهی می‌توان جمله را طوری سامان داد که رقم‌ها کنار هم نباشد:

در سال 1356 تعداد 578 دانش‌آموز در مدرسه ما بودند.

15-در میانه ی پایه و پیرو:

هدایت،که بیگانه ای است در وطن، به درون مهاجرت می کند.

16- در دو سوی بدل وهر عبارت توضیحی(تمیز) دیگر:

امام رضا(ع)،امام هشتم،به امور حکومتی تن نمی داد.

17-در جدا کردن اجزای نشانی اشخاص ومطالب:

تهران،خ بهار،ک چهارم،پلاک 32.

                                                                                  دکتر شریعتی

 


1. نقطه . (به زبان فرانسهle point وبه زبان انگلیسی full stop)
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٠   کلمات کلیدی:

علائم سجاوندی:

1. نقطه   . (به زبان فرانسهle point وبه زبان انگلیسی full stop)

دقت در استفاده از نشانه‌ها:

نگذاشتنِ علامت، بهتر از گذاشتن علائم نا‌به‌جاست. برخی از نویسندگان و ویراستاران در استفاده از علائم، افراط می‌کنند.

نقطه

1ـ پس از پایان جمله کامل: سعدی شاعر بزرگی است.

2ـ در صورتی که واژه‌ای به جای جمله کامل به کار رود، پس از آن نقطه گذاشته می‌شود:

بله.
نه.
درس. ( مثلاً در پاسخ « چه می خواندی؟»)

3ـ پس از هر حرفی که به صورت نشانه‌های اختصاری به کار رفته باشد:

س . ش ( = سیروس شمیسا)

ه . ق

P.T.T

 

در جاهایی که نباید از نقطه استفاده کرد:

1ـ پس از عنوان کتاب یا مقابله؛ حتی اگر عنوان، جمله کامل باشد:

درست : کتابی که دنیا را دگرگون کرد

نادرست: کتابی که دنیا را دگرگون کرد.

2ـ پس از عنوان‌های اصلی و فرعی:

درست: روزی که علی (ع) به طرف صفین رفت

نادرست: روزی که علی (ع) به طرف صفین رفت.

این نقطه اول و آخر همه چیز است:

 

 


نکاتی در مورد نگارش
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٩   کلمات کلیدی:

آفرین جان آفرین پاک را/آن که جان بخشید و ایمان خاک را

 

آیین های نوشتاری به دو دسته ی( 1)سطحی"حاشیه بندی" و(2)نوشته یی" نشانه گذاری" تقسیم می شود.

اگرسطحی که نوشتار بر آن شکل می گیرد.کاغذی به درازا وپهنای29در21 سانتی متر باشد.حاشیه بندی آن بدین ترتیب مناسب به نظر می رسد.

1)حاشیه گذاری:

 حاشیه بالا تا عنوان حدود 6 سانتی متر.

حاشیه سمت راست تا آغاز سطرحدود 4 سانتی متر و تا آغاز بند حدود 5 سانتی متر.

حاشیه سمت چپ حدود5/2 سانتی متر.

حاشیه ی پایین5/2 سانتی متر. فاصله هرسطر با سطر دیگر یک 1 سانتی متر.

فاصله عنوان با اولین سطر دو برابر فاصله هر سطر با یکدیگر.

در صفحات بعدی که عنوان ندارد 5/2 سانتی مترحاشیه تا بالای کاغذ رعایت شود.

اگر به هر علت حاشیه گذاری ممکن نباشدیا کاغذ در اندازه های دیگری باشد  با توجه به نسبت های فوق تغییر صورت می دهیم.

2)نشانه گذاری:

برای بهتر و صحیح‌تر خواندن متن و نشان دادن روابط صحیح و منطقی اجزای مختلف جمله و فهم مقصود نویسنده یا تغییر لحن‌‌های او علائمی وضع کرده‌اند که به آنها نشانه‌های سجاوندی می‌گویند. توضیح آن که: در هنگام سخن گفتن، کلمه‌ها با واسطه‌های صوتی به هم می‌پیوندد و به کمک آهنگ و لحن کلام، معنای جمله و ارتباط منطقی اجزای آن بر شنونده روشن و آشکار می‌گردد، لیکن در زبان نوشتار چون خواننده از راه گوش، درک مطلب نمی‌کند، ناچار برای بهتر خواندن و فهمیدن باید وسیله دیگری در اختیار داشته باشد، این وسیله همان علامت‌های نقطه‌گذاری است.

 


بیا ای نگار دلبند
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۸   کلمات کلیدی:

در عهد تو ای نگار دلبند-----------------بس عهد که بشکنند و سوگند

دیگر نرود به هیچ مطلوب---------------  خاطر  که  گرفت  با  تو  پیوند

از پیش تو راه رفتنم نیست-------------- همچون  مگس  از  برابر  قند

عشق آمد و رسم عقل برداشت----------شوق آمد وبیخ  صبر  برکند

در هیچ زمانه ای نزاده -------------------مادر به جمال چون تو فرزند

باد است نصیحت رفیقان--------------و  اندوه   فراق     کوه      الوند

من نیستم ار کسی دگر هست------از دوست به یاد دوست خرسند

این جور که می بریم تا کی---------وین صبر که   می کنیم  تا  چند

چون مرغ به طمع دانه در دام-------   چون گرگ به بوی دنبه در بند

افتادم ومصلحت چنین بود ---------   بی بند   نگیرد    آدمی   پند

مستوجب این و بیش از اینم--------باشد  که چو  مردم  خردمند

 

از مثلثات افصح المتکلمین شیخ سعدی شیرازی ( علیه الرحمه)

هشتم شهریور ماه یاد و خاطر شهیدان  رجایی و باهنر  را گرامی  می داریم


عین جودی بعبره حمراء(چشمان من باران اشک خونین ببارید)
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧   کلمات کلیدی:

بنام خدا

وای بر انسانها

کسی در سازمانهای به اصطلاح حقوق بشر نیست؟؟؟؟آنها که ادعای دفاع از حیوانات را هم می کردند کجا هستند؟؟؟؟مردم سوریه انسان هستند.تعجب آور است انسانهایی که با تفکر می توانند هر مشکلی را حل کنند چرا اینچنین نابود گر    وحیوان صفت رفتار می کنند؟؟؟؟؟؟؟؟د

 

 

گویا دنیا نمی داند:  یدالله فوق ایدیهم

 


کیمیا اکسیر جادویی طلا ساز
ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٥   کلمات کلیدی:

بنام خدا

پنجم شهریور سالروز تولدیکی از دانشمندان پر آوازه جهان فیلسوف بزرگ ایرانی  بر همه پویندگان راه علم  و داروسازان وهمه اندیشمندان جهان مبارکباد

 

ابوبکر محمّد زَکَریای رازی (۲۵۱ ه.ق.۳۱۳ ه.ق) پزشک، فیلسوف و شیمی‌دان ایرانی که آثار ماندگاری در زمینهٔ پزشکی و شیمی و فلسفه نوشته است و به‌عنوان کاشف الکل و جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) مشهور است.

به گفته جرج سارتن، پدر تاریخ علم، رازی «بزرگ‌ترین پزشک اسلام و قرون وسطی بود.» این دانشمند ایرانی از آن‌جا که کتاب‌های خود را به زبان عربی می‌نوشت، نزد غربیان به جالینوس عرب نیز مشهور بوده‌است.

به پاس زحمات فراوان رازی در داروسازی روز پنجم شهریورماه (۲۷ اوت)، روز بزرگداشت زکریای رازی شیمی‌دان بزرگ ایرانی و روز داروسازی نام‌گذاری شده است.

متولد ۲۴۳ خورشیدی
شعبان ۲۵۱ ه.ق.۲۷ اوت ۸۶۵
ری
مرگ ۹ آبان۳۰۴ ه.خ.۵ شعبان ۳۱۳ ه.ق.
۱۵ اکتبر ۹۲۵
ری
ملیت ایرانی
رشته فعالیت دانشمند و فیلسوف

 

زندگی

نام وی محمد و نام پدرش زکریا و کنیه‌اش ابوبکر است. مورخان شرقی در کتاب‌هایشان او را محمد بن زکریای رازی خوانده‌اند، اما اروپائیان و مورخان غربی از او به نام‌های رازس Rhazes=razes و الرازی Al-Razi در کتاب‌های خود یاد کرده‌اند. به گفته ابوریحان بیرونی وی در شعبان سال ۲۵۱ هجری (۸۶۵ میلادی) در ری زاده شد و دوران کودکی و نوجوانی و جوانی‌اش دراین شهر گذشت. چنین شهرت دارد که در جوانی عود می‌نواخته و گاهی شعر می‌سروده‌است. بعدها به زرگری و سپس به کیمیاگری روی آورد. وی در سنین بالا علم طب را آموخت. بیرونی معتقد است او در ابتدا به کیمیا اشتغال داشته و پس از آن که در این راه چشمش در اثر کار زیاد با مواد تند و تیزبو آسیب دید، برای درمان چشم به پزشکی روی آورد در کتاب‌های مورخان اسلامی آمده‌است که رازی طب را در بیمارستان بغداد آموخته‌است، در آن زمان بغداد مرکز بزرگ علمی دوران و جانشین دانشگاه جندی شاپور بوده‌است و رازی برای آموختن علم به بغداد سفر کرد و مدتی نامعلوم در آن‌جا اقامت گزید و به تحصیل علم پرداخت و سپس ریاست بیمارستان «معتضدی» را برعهده گرفت. پس از مرگ معتضد خلیفه عباسی، به ری بازگشت و عهده‌دار ریاست بیمارستان ری شد و تا پایان عمر در این شهر به درمان بیماران مشغول بود. رازی در آخر عمرش نابینا شد، درباره علت نابینا شدن او روایت‌های مختلفی وجود دارد، بیرونی سبب کوری رازی را کار مداوم با مواد شیمیایی چون بخار جیوه می‌داند.

رازی در تاریخی بین ۵ شعبان ۳۱۳ ه.ق.الی ۳۱۳ ه.ق. در ری وفات یافته‌است. مکان اصلی آرامگاه رازی نامعلوم است.

اخلاق و صفات رازی

رازی مردی خوش‌خو و در تحصیل کوشا بود. وی به بیماران توجه خاصی داشت و تا زمان تشخیص بیماری دست از آن‌ها برنمی‌داشت و نسبت به فقرا و بینوایان بسیار رئوف بود.

کشف‌های بسیار به رازی نسبت داده می‌شود از جمله:

  • رازی کاشف الکل است.
  • از تأثیر محیط قلیایی بر کانه پیلیت، اسید سولفوریک فراهم کرد و با داشتن اسید سولفوریک بدست آوردن دیگر اسیدها آسان بود
  • از تأثیر آب‌آهک بر نوشادور (کلرید آمونیوم)، اسید کلریدریک بدست آورد.
  • با اثر دادن سرکه با مس، استات مس یا زنگار تهیه کرد که با آن‌ها را زخم را شستشو می‌دادند
  • از سوزاندن زرنیخ، اکسید آرسنیک یا مرگ موش فراهم کرد
  • برای نخستین بار از نارنج اسید سیتریک تهیه کرد.
  • او نخستین پزشکی است که داروهای سمی آلکالوئیدی ساخت و از آن‌ها برای درمان بیمارانش بهره گرفت.
  • رازی را می‌توان برجسته‌ترین چهره خردگرایی و تجربه‌گرایی در فرهنگ ایرانی و اسلامی نامید.

 

گفته های بالا  به نقل از دانشنامه ویکی پدیا می باشد . یادم هست که در دوران دبستان درسی  بنام کیمیا راجع به رازی بود در ان درس توضیح داده بود که رازی برای بدست آوردن اکسیر کیمیا چشمان خویش را از دست داد و آن ماده ای بود که به هر چیز  بزنی طلا شود لاجرم برای درمان چشم خود به پزشکی روی آورد و به یکی از دوستان پزشکش مراجعه کرد و  درمان خود را خواست دوستش به او گفت که تو سالها کیمیا را داشته ای به دنبال چه می گشتی؟ من هم آن اکسیر را دارم و رازی تعجب کرد . پزشک به او گوشزد کرد که اکنون اگر هر وسیله ای را بخواهم حتی همین اتاق را می توانم طلا کنم چون اگر بگویم این اتاق را طلا کن تا چشمانت را به تو برگردانم شما این کار را می کنید. و این علم همان اکسیر جادویی است.

امروز امیدوارم همه جوانان ما بی شائبه علم را فرا بگیرند و در راهی که این دانشمندان گام گذاردند استوار قدم بگذارند.ان شاء ال.....


یادش به خیر (یه حس خوب خوب)
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳   کلمات کلیدی:

یاد دوران کودکی بسیار زیباست زیرا صادقانه بازی می کنی صادقانه باور داری و همه چیز در پرتو پاکیهاست  و....... اکنون ..........ما انسانها در انتهای بیچارگی


نیلوفرانه(داستان )
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱   کلمات کلیدی:

بنام حضرت دوست

اختلاف حساب

این جریان در حدود14 سال پیش اتفاق افتاد البته ذکرش حالم را بد می کند ولی به نوشتن وشنیدنش می ارزد. اون روز بعد از ظهر که به مغازه رفتم مردی  با قد بلند لاغر اندام با تناسب بهم ریخته که از چهره اش پستی خاصی می بارید وارد مغازه شد از پله های مغازه که بالا می آمد خستگی مهلکی که از نسیه بران مال مردم خور نصیب  می شد در من ایجاد کرد پسری هم دنبالش  بود که به احتمال قوی الآن می گویم حتماً برای آموزش  او را  با خودش به مغازه ام آورده بود.نرخ هایی پرسید و گفت من با جناق فلانی هستم گفته لباسهای خوبی دارید برای همین اینجا آمدم پس می روم وزن و بچه هایم را با هم می آورم ولباس براشون می برم که بعدها فهمیدم که بردن واقعی همین بود بهر حال با خانمش آمدند و بعد از کلی لباس پوشیدن وپرو پوشاک گفت اینها را برداشتیم بنویس منم گفتم حساب دفتری نداریم گفت به ما رسیدی وارسیدی سید من را فرستاده گفتم خوب ایشان بیاید ضمانت تو را بکند  لباسها را ببر. اون  با خانواده اش رفت اما یک ساعت بعد با سید با جناقش آمداونم گفت کار این ح درسته هر چی می خواهد بده ببرد پولشو اقساطی برات می آورد و لباسها را با خودشون بردندو من هم حساب  را در دفترم بنام ح.....ثبت کردم .تا یکسال به مغازه ام نیومد دیدم فایده نداره یک روز با موتور رفتم درب خونشون حالا با چه بدبختی  وسختی خانه ای فرد عجیب را پیدا کردم بماند از خانه بیرون آمد و خیلی بی خیال گفت بفرمایید کاری داشتید  گفتم حساب پوشاکت را نمی خواهی بپردازی و او خودش را به کودنی زد و گفت  مگه شما مغازه داری؟و من هم از تعجب شاخ در آورده بودم.گفتم ببخشید شما آقای ح فلانی با جناق سید .... نیستید مگر؟گفت چه ربطی دارد؟ماجرای خرید یکسال پیش خودش  را با واسطه شدن با جناقش گفتم و اصرار داشت که اشتباه می کنم.بطوری که من گیج ومنگ شدم. و من اشاره به لباس خودش و پسرش کردم  و گفتم اینها را از کی خریدی و او هم مرا فضول کرد.خلاصه رفتم درب خانه باجناقش و او را به در خانه ح... آوردم.بهش گفت چرا سید را اذیت می کنی چرا بهش گفتی مگه مغازه داری؟ که او همه  سخنان قبلی خودش را انکار کرد و گفت من می گویم اختلاف حساب داریم.من هم که از قبل حدس نمی زدم چی  خواهد گفت بیشتر تعجب کردم بهر حال فورا به مغازه اومدم وصورتحساب  او را آوردم و گفتم که بفرما این هم حسابت هر چی قبول داری بده و هر چی برایم برگرداندی و یا اشتباه است خط بزن .اگه چیزی هم طلبت شد بگو به شما بدهم و حسابت را پاک کنم اون هم رفت تو خانه و بعد از چند دقیقه آمد و نصف حساب را قبول کرد. گفتم حالا تسویه کن و او گفت فعلا ندارم چند وقت دیگه دست چک بگیرم برات می آورم . یک سالی گذشت او تصمیم به خوردن مالم گرفته بود و این مشخص شد ولی دیدم با جناق خوبتر هم از حساب کتابش خبری نیست در خونش رفتم بعد کلی صحبت گفت راستی پول لباسهای باجناقم را آخر گرفتی .؟ گفتم نه او گفت حالا چه کار می کنی گفتم به خدا واگذار کردم چون تا شکایت کنی ده برابر اون پول را باید بپردازی و دوندگی کنی.اون هم گفت پس کاری دستت نیست بکنی و من ساده لوح هم گفتم نه و صد البته که با منظور این حرف را زد  چون او هم هرگز حساب خودش را نپرداخت  که نپرداخت. بلکه 8 سال بعد داماد گرفته بود  و دامادش بدون معرفی  با قیافه یه آدم بیچاره پاک و صادق آمد مغازه ام و لباس دامادی اعم از کت وشلوار و مانتو برای خانم و سشوار و ....... خرید کرد و چک داد وهرگز نپرداخت که نپرداخت ووقتی به مطالبه درب خانه انش رفتم دیدم برادر شهید است بسیار تاسف خوردم و بعد که فهمیدم داماد چه کسی است فهمیدم اب از سرچشمه گل الود شده است و از پولم دل کندم  و هرگز از سر این افراد نمی گذرم و   نخواهم گذشت.

شنبه 27/06/1389 ساعت 2 بامداد و یکشنبه 28 /06 1389 ساعت 1.5 بامداد


ویندوز ما
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱   کلمات کلیدی:

ویندوز ما

بنام خدا

زمانی  است که هر چه فکر می کنم مشکل حل نمی شود،تصمیم گرفتم شکل کیس را با توجه به محیط تغییر بدهم  اما خیلی تاثیر  نداشت،چیزهایی مثل شلوار تنگ و پیراهن اندامی و...... متفاوت می کند اما عیب کار یک جای دیگر است.شروع کردم به عوض کردن ویندوز اما تاثیر نداشت   ایکس پی، ویستا، سون،.....ولی باز هم عیب معلوم نشد.من این نسل جدید را نمی فهمم.کلی با خودم  کلنجار رفتم تا بالاخره دریافتم ممکن است ورژنم خیلی قدیمی باشه تصمیم گرفتم خودم را راضی کنم و آپدیت  روز باشم و خودم را در اسرع وقت بروز رسانی  کنم  اما دروغ، ریا، و... را هنوز هم بد می دانم به بزرگتر  و حتی کوچکتر احترام می گذارم.حاضر به ظلم نیستم وحقوق دیگران را پایمال نمی کنم و حق الناس را بسیار بیش از آنچه که هست اهمیت می دهم و..................اما باز هم بیشتر   جدید ها را نمی فهمم تازه بعضی قدیمی  ها از آنها  جلو تر هستند و این جای تعجب است. هارد را پاک کردم از نو برنامه ریزی کردم اما به برنامه های جدید جواب نمی دهد.ورژن برنامه ها را جدید ترین  ورژن انتخاب کردم باز هم.........حالا دیگه واقعا هنگ کردم  ویندوزم  بالا نمی اید یا دیر جواب می دهد به برنامه ها گیر می دهد. به من می گوید این لباس زشت است این اخلاق خوب نیست فلانی قابل دوستی نیست از فلانی حذر کن و   به سرانجام بنگر و........البته یه چیز را فهمیدم که شکل کیس تاثیری در محتوا ندارد حتی هارد و رم و مادر برد هم عوض بشه خیلی تاثیر ندارد  اره برای همینه که هنگ کردم پس چی اینها را عوض می کنه  سند باد کجایی ببینی کاری از دستت بر نمی اید  و حتی بابا علاءالدین هم تجاربش جواب نمی دهد و علی بابا بهتره بر دنبال کار دیگری چون علی بابای ورژن جدید ها او را هزار بار دور زده اند و او نمی داند.حالا دنیا جدید شده و...........ومن برای خودم و انسانها  دعا می کنم که خدا دستمان را بگیرد .ان شالل....[i

] راه دیگری نیست.



[i]