بحر رمل سالم
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۳٠   کلمات کلیدی:

بنام خدا

رمل  در لغت  ، اینجا به معنی حصیر بافتن و یا تند دویدن شتر  است که این بحر به آن تشبیه یافته .

 

فا -      / عِ   u  /    لا  - /    تُن   -

 

مستی کفر /است آن مس /تی که هوشیا /ری ندارد

فاعلاتن / فاعلاتن  / فاعلاتن  /فاعلاتن

 

غفلت پیری است آن خوابی که بیداری ندارد

فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن  

 هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی  گمارد

هر که محرابش  تو  باشی  سر  ز  خلوت  بر ندارد

 

بحری که از تکرار فاعلاتن بدست می آید رمل سالم نام دارد.

 

 

بقعه امامزاده قاسم (ع) بیدگل  (مختص آباد  واقع در شهرستان آران و بیدگل که نمای فعلی بصورت کلی تخریب  و به جای آن ساختمان جدید  وبقعه احداث گردید.(باب المراد)


بحر رجز سالم
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢۸   کلمات کلیدی:

 بنام خدا

بحر رجز سالم

 

مستفعلن

 

مَس     -       تف  -     عِِِِ   u       ُلن   -

 

می آفتاب زرفشان جام بلورش آسمان

 

مستفعلن  /مستفعلن /مستفعلن /مستفعلن

 

مشرق کف ساقیش دان مغرب لب یار آمده

 

مستفعلن /مستفعلن /مستفعلن /مستفعلن

 

تنها ترین  تنها  تویی  در   خلوت   تنهاییم

تنها تو می خواهی مرا با این همه رسواییم

 

بحر رجز سالم  از تکرار  مستفعلن بوجود می آید

رجز در لغت یعنی شعر کوتاه گفتن

 

مسجد آقا بزرگ کاشان

 


بحر هزج سالم/ روز تاسوعا تسلیت باد
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٢   کلمات کلیدی:

بنام خدا

 بحر هزج سالم

هزج یعنی سرودن شعر طرب انگیز/ آواز تندر

مَ  /u            فا/  -                عی/ -           لُن/ -  

درخت دو/ستی بنشا/ن*/که کام د/ل*/به بار آرد---

مفاعیلن   /مفاعیلن /-/مفاعیلن /-/  مفا عیلن  ---

                                     غزل 115 حافظ

 

نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد

مفاعیلن /مفاعیلن / مفاعیلن /مفاعیلن

 

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را/نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

مفاعیلن مفاعیلن  مفاعیلن مفاعیلن / مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن  مفاعیلن

 

                                                                  شهریار

 هرگاه شعری از تکرار مفاعیلن بوجود آید  آن شعر در بحر هزج سالم سروده  شده است.

 

 

عکس ها از وبلاگ فقط برای شما/ آقای ابوالفضل ایمانی/ آران و بیدگل


آران و بیدگل در محرم / گریه جانسوز آدم(ع) و جبرئیل (ع) بر مصائب امام حسین (ع)
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٠   کلمات کلیدی:

بسم  رب الشهدائ والصدیقین

السلام علی الحسین (ع)و علی اولادالحسین(ع) و علی اصحاب الحسین(ع)

در آیه ی 37 سوره بقره آمده است":فتلقی آدم من  ربه کلمات فتاب علیه"  آدم (ع)کلماتی از خداوند دریافت کرد و خداوند توبه ی او را پذیرفت . در کتاب درالثمین در تفسیر این آیه آمده است آدم (ع) در این هنگام عرش را دید که در آن نام پیامبر و امامان نوشته شده بود.جبرییل(ع) بر ادم (ع) نازل شد و به او تلقین کرد تا این کلمات را بگوید:

"یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی ،یا فاطر بحق فاطمه،یا محسن بحقالحسن والحسین و منک الاحسان"

"ای خدای ستوده به حق محمد(ص)، ای خدای ارجمند به حق علی(ع)، ای آفریدگار به حق فاطمه(س)، ای احسان بخش به حق حسن (ع)وحسین(ع) و از توست احسان"

آدم (ع) وقتی این کلمات را به زبان آورد  ،همین که نام حسین(ع) به زبانش جاری شد دلش شکست و قطرات اشک از چشمانش سرازیر گردید و گفت: ای برادرم جبرییل(ع) ، علت چیست که با ذکر نام حسین (ع)قلبم می شکند و اشکم جاری می گردد؟

جبرییل(ع) گفت " ای آدم بر این پسرت حسین(ع)مصیبت جانسوزی وارد می شود که همه مصیبت ها در نزد آن کوچک است"

آدم (ع) گفت:"برادرم جبرییل(ع)،آن مصیبت چیست؟"

جبرییل(ع) گفت:"حسین (ع)با لب تشنه و تنها و غریب و بی یار و یاور کشته می شود.اگر او را در آن روز ببینی چنین صدا می زند:

" وا عطشاه ،وا قله ناصراه، ای وای از سوز تشنگی ، ای وای از کمی یاور"

از شدت تشنگی آسمان در مقابل چشمانش تیره و تار می گردد،هیچکس جواب او را جز با شمشیرها و وسیله ی کشتن نمی دهد،سر او را ......جدا کنندو و آنچه از فرش و اسباب خانه دارد همه را غارت کنند .، سرهای او و یارانش را  در شهرها می گردانند ،در حالی که زنان اهل بیتش از کنار آن سرها عبور داده می شوند ..."

در این هنگام جبرییل(ع) و آدم(ع) همچون زنان پسر از دست داده برای مصیبت حسین (ع) گریه کردند.

                                                                 

                          قصه های قرآن به قلم محمد محمدی اشتهاردی

 

 


بحر متقارب سالم
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٠   کلمات کلیدی:

بنام خدا

غَمَش دَر نَهانخانه ی دِل نَشیند-------فعولن/فعولن/فعولن/فعولن

 

فَ/u       عو/-     لُن/-

 

مرنجان/دلم را/ که این مر/غ وحشی--------------فعولن فعولن فعولن فعولن

 

U  / - -   u  / -  - u / -  - u  -  -

 

از تکرار فعولن بحر متقارب سالم حاصل می شود.

 

امامزاده محمد هلال  شهرستان آران و بیدگل


درسی از گلستان
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٩   کلمات کلیدی:

بنام خدا

زاهدی مهمان پادشاهی بود.چون به طعام بنشستند،کمتر از آن خورد که ارادت اوبود،و چون به نماز برخاستند،بیش از آن کرد که عادت او،تا ظنّ صلاحیت در حقّ او زیادت کنند.

ترسم نرسی به کعبه  ای اعرابی      /    کاین ره که تو می روی به ترکستان است

 

چون به مقام خویش آمد ،سفره خواست تا تناولی کند.پسری صاحب فراست داشت، گفت:"ای پدر،باری به مجلس سلطان در ، طعام نخوردی؟"

گفت:"در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید."

 

 

گفت:"نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید."

ای هنرها گرفته بر کف دست//عیب ها را نهفته زیر بغل

تا چه خواهی خریدن ای مغرور //  روز درماندگی به سیم دغل

 

مقبره ملا معزالدین ابن ضیاءالدین محمد بیدگلی  از علمای قرن یازدهم هجری قمری  شهرستان آران و بیدگل


یاد ایام کودکی
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٩   کلمات کلیدی:

بنام خدا

دوران کودکی

آموزشگاه ابریشم چی امروز ، یاد آور دوران کودکی ام شد. انروزها نامش کاشانچی بود. بعدها جندقیان و امروز ابریشم چی است. آقای ربانی مدیر ترسناک مدرسه ، آقای نجفی کاشانی ناظم همیشه عصبانی مدرسه،کلاس اول آقای فرخ- صدر( خدا بیامرزدش)، کلاس دوم آقای کرامتی- صدر،کلاس سوم آقای سربخش،کلاس چهارم آقای فرزانگان،کلاس پنجم آقای نامجو- تمسکی و مستخدم عصبانی و مهربان آقای صفایی(خدا رحمتش کناد) بود. صبح ها آقای ربانی جلو درب مدرسه  می ایستادو با قیافه ای خشمگین ترکه ی انار را که در آب خیس خورده بود بر کنار پایش می زد اینها همان آبخوره های  ساقه های انار بودند که آقای صفایی با چاقویش  خارهایش را می چید و در حوض مقابل درب ورودی می انداخت تا نرم و تازه بماند. آقای ربانی هر صبح به دانش آموزان گیر سه پیچ می داد و می گفت : چرا موهایت از 2 بلندتر است؟ ، چرا ناخن هایت را کوتاه نکرده ای؟، چرا دست هایت کثیف است؟ و چرا ...و ما با اب دهان دست هایمان را تمیز می کردیم ، آخه انروزها حمام به شکل امروزی در خانه ها نبود. برای رفتن به مدرسه ما ازکوچه بنی طبا  وارد هشتی آب انبار حاج آقا شهاب می شدیم و با عبور از جلو مغازه بربری سید علی و گذشتن  از جلو حسینیه خانقاه  و ورود به محله باغ علوی و سراشیبی دکان ماشالله  مقنی و ماشالله   حیدر (ذبیحی) به مغازه آقا حسن زواره می رسیدیم که نقش شاهراهی ایفاء می کرد.خیلی سرش شلوغ می شد ، یاد دوغ های ساخت خودش به خیر و پپسی و کوکا و کانادا که شاید طعم آنرا هرگز دیگر نخواهیم فهمید.چه صفایی داشت، با عبور از کوچه پشت پرداختی که سیدیان  در آن کوچه خانه داشت به نزدیکی مدرسه می رسیدیم و از سر کوچه سرک می کشیدیم تا آقای ربانی یا نجفی آنجا نباشند.چون کتک های عجیبی به دانش آموزان می زدند و یا اسباب فلک که از یک میز و مقداری طناب درست شده بود برپا می کردند و....راجع به همه اینها خاطراتی تلخ و شیرین دارم . گاهی زنگ تفریح از غلام نان بربری می خریدیم. او که روشن دل بودو بچه ها را با صدایشان می شناخت و به برخی نسیه هم می داد و این جالب بود که هر نوع پولی را می شناخت. و اگر فرصتی باشد خواهم نوشت .انشا الله یادش به خیر آقای عزت الله بقالزاده معلم ورزش  مدرسه که آدم جالبی بودوبرای تنبیه همیشه می گفت همه کلاس زباله ها و کاغذ های روی زمین را جمع کنند و کمک آقای صفایی (خدا رحمتش کند) کنند. ولی با همه این حرفها و ترسی که هنوز هم آقای ربانی یا هرکدام از معلم ها را که می بینم و در وجودم رخ  نشان می دهد همه را دوست دارم. یادم نمی آید حتی یک مرتبه کتک خورده باشم زیرا هم با انضباط بودم و هم درسخوان. و اولیاء مدرسه چیزی غیر از این نمی خواستند.بچه ها از صمیم قلب همدیگر را دوست داشتند (ای کاش آنروزها مراسم زیارت عاشورا در مدرسه انجام می شد. بهر حال در بازگشت از محله مختص آباد و کوچه و پس کوچه های آن و از جلو خانه محبوب (خدا بیامرز) به طرف درب صحرا  و از آنجا وارد خانه اربابی می شدیم.امروز برای صفا و صمیمیت و صداقت دیروزیها دلم لک زده است .ای کاش......

بیایید با هم خوب باشیم اگر تمرین کنیم همه چیز درست می شود .

گر بشر  را عادت بشر باد/ از ددو دیو هم بتر باشد.

                                                       حق نگهدار و رهنمای همه ما و شما باشد

                                                                                            ان شاالله


زیاد باغ و بوی فرودین ها/هوای خرم خردادها رفت
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٩   کلمات کلیدی:

سلام/

 

 

خزان بگذشت و گل با بادها رفت

 

بهار از خاطر شمشادها رفت

 

 

آقا ابوالفضل/ از اینکه تمثال پدررا در وبلاگ تان مشاهده نمودم خرسند شدم .از شما به خاطراین کار زیبا  سپاسگزارم.

 

بله امسال با حلول ماه محرم غمی دیگر هم در صحرای دل ما جان گرفت و با خاطرات هئیت

سقایی که اول محرم هر سال به کوچه بنی طبا و هشتی خانه اربابی(خانه طباطبایی امروز یا

دانشگاه آزادفعلی) می آمدند وسقایی میخواندند،که آقا منقل آتش درست می کرد و آقا عمویم

پوستین می پوشید و ما اسپند را بر آتش می ریختیم و.....

در بیست ودومین سالگرد غروب غم انگیز ازدست دادن پدری مهربانِ مهربان و خندان خندان که


همیشه بر عزای امام حسین (ع)پنهانی اشک می ریخت.ماتم گرفتم .

ندایی مرا به گورستان امامزاده حسین کشانید و چه زیبا در کنار حاج میرزا سلیمان صباحی و دیگر

اجداد و اقوامش آرمیده بود و روح با عظمت و مهربانش همچون ایام کودکی ام مرا در آغوش

کشید و اندوهی جانگزا از ناگفته های درونم ، آهسته بر دلم خنجر کشیدو به درد ، در فراقش

گریستم تا جایی که نتوانستم اشکهایم را پنهان کنم.برای شادی روحش سوره عم یتسائلون را

که همیشه ورد زبانش بود خواندم و همین بس برای آمرزیدنش که یک مرتبه یاد ندارم در برابرش

( حتی در نیمه شب که برای آشامیدن آب از خواب بر می خاستم) آب نوشیده باشم و او این کلام

را بر زبان جاری نکرده باشد که محمد بگو فدای لب تشنه ات یااباعبدالله الحسین (ع).

و این تربیت خوبان عالم است که می ماند.روحش شاد

 

 

 

آسمان ، امروز ببار اینجا گلی پژمرده گشت

از غم داغش هم محفلی افسرده گشت

 

پدر در سوگ تو دلهای ما پیوسته گریان است هنوز

 

 

همچو شمعی بی فروغ آهسته سوزان است هنوز

 

 

                                                               


ایام محرم شهادت سرور آزادگان هستی حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) ویارانش تسلیت باد
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۸   کلمات کلیدی:

ایام شهادت سرور خوبان  جهان آفرینش حضرت حسین ابن علی (ع) و حضرت عباس ابن علی (ع) که شوری بر عالم زدند به محضر  امام خامنه ای و همه رهروان راه حق  ومردم شریف ایران تسلیت باد.

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم


بحر متدارک سالم
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۳   کلمات کلیدی:

بنام خدا

1- فاعلن                فا       عِ     u       لُن   _  

لذت   فاعلن

نان شدن    فاعلن

زیر دن       فاعلن

دان او       فاعلن

 گندمم را سوی آسیا می کشد

 

 

اگر شعری از تکرار فاعلن بوجود آمد به آن بحر متدارک سالم می گویند.


موسیقی شعر- درس دوم-هجا-( بخش- سیلاب)
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٠   کلمات کلیدی:

بنام خدا

1- هجای کوتاه:(یک صامت+یک مصوت) مثال:  دِ-بُ

 

 

2-هجای بلند:

یکساعت در این  قسمت مطلب درسی نوشتم واین چند کلمه انتشار یافت  در فرصتی دیگر ان شا الله دوباره می نویسم ولی چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بنام خدا

1-      هجای کوتاه:    یک صامت+یک مصوت کوتاه                َد    بُ    C.V

 

2-هجای بلند:       الف)    یک صامت+یک مصوت کوتاه+ یک صامت      دَر  - سَر     C.V.C

                     ب)       یک صامت +یک مصوت بلند          با  - سو       C .V

 

3-هجای کشیده:  الف – یک صامت+یک مصوت کوتاه+ یک صامت +یک صامت    

                    مانند:      مُزد – سَرد                           C.V . C.C

                  ب)     یک صامت+ یک مصوت بلند+ یک صامت

                    مثل:          باد -   سود                           C. V.C

                  ج)      یک صامت+ یک مصوت بلند+ یک صامت +یک صامت

                       مثال:        بیست – گوشت – دوخت                       C.V.C.C

 

CONSONANT  (صامت)---------VOWEL(مصوت)

 

در عروض  وزن برابر است با  تساوی هجاها و هماهنگی هجاها

علامت هجای کوتاه    ---------      دَ  --------  CV     --------     U      

علامت هجای بلند   ------------   با ---------  C.V.Cو C.V   ----   _   

 

علامت هجای کشیده --------     ماست  ------    C.V.C.Cو C.V.Cو    C.V.C.C

    U -


موسیقی شعر ( وزن) درس یک
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٧   کلمات کلیدی:

کوچکترین واحد زبانی را واج گویند که شامل صدا و هجا می باشد.

صدا شامل دو دسته مصوت و صامت می شود.

صامت ها  کلیه حروف زبان فارسی را شامل می شود.

مصوت ها به دو دسته مصوت کوتاه و مصوت بلند تقسیم می گردد.

مصوت کوتاه --َ----ِ-----ُ--------.

مصوت بلند ----ا-------ا-------و---.


نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٧   کلمات کلیدی:

مهرافرینا،مهرگان رفت و ما نگشودیم دری به مهر

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم/ محصول دعا  در ره جانانه نهادیم

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش/این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد/تا روی در این منزل ویرانه نهادیم

در دل ندهم ره پس از ین مهر بتان را/مهر لب او بر در این خانه نهادیم

 

آران و بیدگل/مجموعه رییس/ خانه بنی طبا  و خانه اربابی(طباطبایی)