سلام بر معلمان
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢۳   کلمات کلیدی:

سلام بر معلمان


حکایت
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۳   کلمات کلیدی:

موسی علیه السلام درویشی را دید که از برهنگیبه ریگ اندر شده.گفت ای موسی دعا کن تا خدا عز وجل ، مرا کفافی دهد که از بیطاقتی به جان آمدم.موسی (ع) دعا کرد و رفت.

پس از چند روز که باز آمد از مناجات ، مرد را دید گرفتار  و خلقی انبوه بر او گرد آمده .گفت: این چه حالت است ؟گفتند خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته .اکنون به قصاص فرموده اند. و لطیفان گفته اند :

گربه مسکین اگر پر داشتی ////تخم گنجشک از جهان برداشتی


روز معلم گرامی باد
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۱   کلمات کلیدی:

عشق من مهتاب بود در شب

باز هم امشب مهتاب بود مهتاب

مهتاب بهارم را خزان می کرد

زوز ه های و حشیان

شب را هر دم وزان می کرد

طبایی هم در آغاز

چه زیبا آموزگاری میکرد

اسیر پنجه های شب

نگاهش ، هیکلش ، درد درونش

آغاز روز خوب را

هر دم صدا ، اما نهان میکرد

حیف اما، صدایش را نمی دیدند

سکوت سرد و بی احساس شب

دردش را عضو پیکرش

اما نشان میکرد

تو بودی و ...

صدای خرد گشتن های استخوانهایش

صدای گشنگی، درد درونش

سلامش ..عاشقانه  بود  اما

صبری را در درونش

با جهالت های مردم گم ، گمان میکرد

گره می زد

 پس از سالها