آموزگار دبستان من-سروده بهمن صالحی
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٥   کلمات کلیدی:

هنوز عاشقم آن مهربان دانا را-------کسی که یاد  به من داده بود الفبا را

کسی که ساخت مرا آشنا به واژه آب-------سپرده بود به دستم کلید دریا را

کسی که قلب وی از آسمان سخی تر بود-----چو می نواخت به بارانی از صدا ما را

همیشه در وسط ذهن کودکانه من-------نشسته بود به پاسخ سوال دنیا را

کسی که بر سر میزش همیشه گلدان بود-----کسی که دوست نمی داشت غیر گلها را

کسی که بوسه به رویم به خواب می زد اگر----به هر بهانه نمی خواست عذر دعوا را

کسی که بار نخستین به دست من بنهاد-----به باغ کاغذی عشق سارا را

به شکل مادر من بود  گاه می رویاند -----حضور دایم او لحظه های رویا را

هنوز طرحی از او در خیال من باقی است----زمان خراب نکرد این بنای زیبا را

کجاست تا که ببیند شیار چهره من------کسی که توصیف می کرد خط خوانا را

خوشا صفای می هفت سالگی ای دل----هنوز تشنه ام آن جرعه گوارا را

برداشت از کتاب فارسی همگانی دکتر مدرس زاده ص 43