درس دوم ادبیات،آرایه های ادبی سجع
ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۳٠   کلمات کلیدی:

 بنام خدای مهربان

منّت خدای را عزّ وجلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت .

تسجیع یا سجع در لغت به معنای آواز کبوتر و در اصطلاح ادبیات فارسی عبارت است از کلمات هماهنگ که در آخر جمله های هر عبارت می آورند،سجع در نثر حکم قافیه را در نظم دارد، بنابر این نثری که دارای این نوع آهنگ و موسیقی باشد نثر مسجّع می گویند.

پیدا کردن سجع در شعر  کاری عبث و بیهوده است.سجع  در کلام بر سه قسم است:

1-سجع متوازی:آن چنان است که در آخر جمله ها کلماتی آورند که در وزن و حروف " روی" و آخرین حرف اصلی کلمه یکی باشد.مانند:

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده.          "سعدی"

آنچه نپاید دلبستگی را نشاید.                                     "سعدی"

2-سجع مطرف:آن چنان است که در آخر جمله ها کلماتی آورند که فقط در حرف" روی " یکی باشد.مثال:

حضرتش بخشنده مال  است و بر آورندهآمال.                          "سعدی"

هر نفسی که فرو می رود ممِّد حیات است و چون بر می اید مفّرح ذات.                         "سعدی"

3-سجع متوازن:آن چنان است که کلمات پایانی جمله در وزن یکی باشد. همانند:

بحری است موّاج و فردی است نقّاد.