داستان زندگی سام پدر بزرگ رستم در سام نامه خواجوی کرمانی
ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۳   کلمات کلیدی:

                  کنم ابتدا از خداوند یاد                 که هر مشکلی را بود او گشاد

*منظومه حماسی و عاشقانه ی سام نامه مثنوی است به بحر متقارب شامل 14500 بیت در باب سام نریمان و عاشق شدنش به پری دخت ،دختر فغفور چین و شرح جنگهای متعدد بیان شده است و نسخه ی بررسی شده ی اینجانب از روی نسخه تصحیح شده خانم« دکتر میترا مهرآبادی» می باشد  .

اما قصه ی غم انگیز و پرغصه سام وقتی آغاز می شود که می بینیم مانند سایر آثار هنری کشورمان باید
 آن را در کتابخانه ها و یا آثار و موزه های خارجی و غربی پیدا کنیم و این که مصحح اصلی کتاب جناب آقای« دکتر اردشیر خاضع» با بیش از دو سال جستجوی فراوان توانسته است نسخه ای در کتابخانه
« ملا فیروز بمبئی» و نسخه کاملتری را نزد دانشمندان فارسی شناس و دوستش آقای« پروفیسر نادرشاه منوچهرجی هومجی» در پونه سال 1319 و نسخه ی سومی را در کتابخانه« مانکجی لیم جی ها تریا»
در شهر بمبئی پیدا کند و اما درک این واقعیتهای تلخ قلب هر هم وطنی را به درد می آورد و متاثر می سازد. ونسخ دیگر در کتابخانه ی دیوان هند و ملی پاریس و موزه ی بریتانیا مشاهده گردیده است .آنچه مسلم است این است که  نسخه ی اصلی فاقد ابتدا و انتهای داستان بوده و گردآوری کننده اولیه مقداری از ابتدای شاهنامه پس از حمد و ثنای پروردگار و داستان پادشاهی کیومرث ،سیامک ،هوشنگ و طهمورث تا ظهور جمشید و ضحاک و فریدون به گونه ای اضافه می کند که بدون وصف پادشاهی فریدون ناگهان داستان سام که از دختر پادشاه بلخ بدنیا می آید شروع می گردد و بدون ذکر نام پدرش نریمان به 14 سالگی می رسد او در دربار منوچهر شاه در کنار پهلوانان او در لشگر قرار می گیرد روزی به قصر عالم افروز پری دعوت
می شود و در سراپرده ی او با دیدن تصویری رویایی از دختری بنام پری دخت که دختر پادشاه چین است مدهوش می گردد  یک دل نه بلکه صد دل عاشق و شیفته ی او می گردد بنابراین به قصد چین رهسپار آن دیار می شود ودر راه از کوهها و سرزمین های موهومی می گذرد و با دوستانی مثل قلواد و قلوش و فرهنگ دیو آشنا می گردد سرانجام به دریای چین می رسد و با زنگیان و بومیان آدمخوار آن منطقه روبرو می گردد که رئیس آنها سمندان زنگی است سام برای رهایی قلواد سمندان را نابود می کند و از آنجا راهی خاور زمین می شود و در راه با اژدهایی بزرگ روبرو می شود و آن را از پای در می آورد به دژ گنجینه
می رسد و با ژند جادو پیکار می کند و او و برادرش مکوکال دیو را نابود می سازد و پری نوش که دختر خاقان چین است و در دست ژند جادو اسیر بوده آزاد می سازد و پری نوش دلبسته و عاشق سام می گردد وقتی به سرزمین خاور می رسد که ملک ضیمران شاه فوت شده و طبق آداب و رسوم اهالی این سرزمین اولین کسی که به شهر وارد شود تاج و تخت پادشاهی را به او  می سپرند بنابراین سام را بعنوان پادشاه
می پذیرند  سام قلواد را وزیر خود می کند و شمسه دختر ضیمران شاه خاوری نیز دلبسته و عاشق سام
می شود در این زمان که پری نوش از دست ژند جادو آزاد شده بود به نزد پری دخت رفته و از سام تعریفها می کند و سام وقتی به دربار فغفور چین می رسد پس از اجرای مراسم پذیرایی ناگهان پری دخت را می بیند و بیهوش می گردد که در این زمان پری دخت به پری نوش می گوید: 

 پری نوش را گفت ای پر فریب        

چه کردی که بردی زجانم شکیب

سام پس از مهمانی یک شب به دیدن پری دخت به سراپرده ی او می رود و نگهبان مراقب قصر را از پای در می آورد و به قصر وارد می شود با اولین شعاعهای خورشید در صبحدم از قصر پری دخت خارج
می گردد که دهقان پیری او را مشاهده می کند بنابراین سام دهقان را از پای در می آورد و به صحرا می گریزد .

 شاه واقعه را متوجه می شود و با طرح نقشه ای با داروی بیهوشی سام را دربند می کشد و او را در چاهی زندانی میکند . در این میان قمر رخ دختر سهیل قلعه دار که شیفته و عاشق سام شده است بدیدن سام
می آید و او را شبانه آزاد می کند .سهیل قلعه دار دخترش را از ترس فغفور تنبیه سختی می کند که منجر به مرگ او می شود .

ناگفته نماند که در کل داستان سام از دست دسیسه هایی از سحر و جادوی عالم افروز پری به علت
 تن ندادن به عشق او امان ندارد . در این زمان بادسیسه ی عالم افروز پری ،پری دخت به صندوقی وارد
 می شود و او را به رودخانه می اندازد و از سوی دیگر عالم افروز سام را به عشق خود دعوت می کند و از پری دخت منصرف می سازد و بارها بین سام و فغفور چین جنگهایی در می گیرد و بسیاری از سرداران جنگی او نابود می شوند بنابراین با دسیسه ایی سام را با نهنکال دیو روبرو می کند و جنگهای سختی بین آنها در می گیرد و سام در این جنگها پیروز می شود و از دست طلسمات عالم افروز هم خلاصی می یابد این بار فغفور دخترش را در سردابه ای زندانی می کند و خبر مرگش را در سراسر آن سرزمین پخش
می کند . دختر پادشاه پریان در این زمان به آزادی پری دخت می آید و هر دو دچار غول ابرها می شوند و در کوه فنا زندانی و اسیر می گردند سام برای آزادی پری دخت راهی کوه فنا می شود و دراین راه با دیو
رهدار، مرغ افسانه ای و کلاب پادشاه سرزمین سگساریان و گوش نیمه تن پادشاه سرزمین نیمه تنان وسمندان نگهبان کوه آذر روبرو شده و آنان را ز پای در می آورد سپس به سرزمین شدادیان وارد شده با زرینه بال و طلاج جادو و ارقم دیو و قهقهام و شدید پسر شداد  روبرو شده و مجبور به مبارزه می شود و آنان را می کشد .

 با عوج بن عنق و مادرش خاتوره روبرو می شود و در مبارزه سحرهای آنان را نابود و خاتوره را می کشد وعوج بن عنق (که می گویند هزار سال بعد توسط حضرت موسی«ع» در سرزمین مصر نابود گردید)متواری می گردد . سپس سام با اهرن دیو و خرطوس از سپاهیان شداد مواجه می شود و با شکست آنها شداد عاد را به دار مجازات می آویزد .

سام به طلب پری دخت وارد کوه فنا(کوهی که به عقیده ی قدما دور تا دور زمین را فرا گرفته است )

می شود و به شهر زنان وارد می شود ( ناگفته نماند که هر یک از شخصیتهای فوق که به دست سام از بین می روند و یا شهر زنان خود داستان زیبایی دارند) و پس از عبور از شهر زنان به منطقه ی ابرها می رسد و با توطئه ابرها روبرو می شود سرانجام پیروزمند پری دخت را آزاد نموده و دربازگشت با  جنگی فغفور را شکست می دهد وقمرتاش را به جای او می نشاند و در خاور زمین قلوش را بر تخت پادشاهی می نشاند و به ایران زمین می آید و ابرها را در بند تحویل منوچهر شاه می دهد . با پری دخت ازدواج نموده و زال بدنیا می آید.

سخن را نیامد نهایت پدید      قلم را شکستم چو اینجا رسید