31 شهریور یاد آور حماسه های دلیر مردان ایران زمین در هجوم دشمن

بنام آنگه جانها در ید اوست

صبحگاهی شبنمی را راز گفتم

سخن های  دلم  را   باز  گفتم

که نسل ما بسی در جنگ وخون بود

که کمتر مایه اش عشق و جنون بود

اگر مهلت دهید از جنگ گویم

فغان دل در این یک زنگ گویم

زمانی دست اجانب پا بر گلو داشت

همه ماه قمر یک عطر و بو داشت

همان  دست دشمن  یک  گام  ساز کرد

فلان حیله و عقده دشمن نبرد آغاز کرد

.

.

.

به میدان نبرد  پرواز  کردیم

زمانی با شقایق همراز گردیم

به جبهه یک شبی زنگی رسیدیم

ز کیلومترها  راه  جنگی رسیدیم

آسمان انجا برنگ خون ،ماتم به دل بود

تو می گفتی سوگوار  این آب و گل بود

صدای تیر و خمپاره ها ناله می کرد

انفجار و  ترکشش  بیچاره  می کرد

بوی باروت و نم کارون  بیداد  میکرد

شروع روزگاری سخت فریاد می کرد

صفیر توپ ها گوشت خراش می داد

برای قرب حق روحت تراش  می داد

.

.

.

ماه مهر سال 1366 مسجد خرمشهر  به همراهی داود کت پور/سید طیبی/ احمد ارمکان(فرمانده)/خودم/ اکبر میرزایی/اسدالله خلج/احمد اسدی/حسینقلی چهرهقانی/سرخوش محمدی

/ 0 نظر / 43 بازدید